مرگ، حقیقت انکار ناپذیر و پایان سفر دنیوی انسان است؛ بااینحال واکنش به این پدیده در فرهنگهای مختلف رنگ و بوی متفاوتی دارد. ایران، سرزمینی با تنوع فرهنگی و قومیتی شگفت انگیز است؛ بنابراین گنجینهای از آیینهای کهن سوگواری دارد. از سووشون در ایران باستان تا مراسمهای پرشور امروزی، آداب و رسوم متفاوت عزاداری و خاکسپاری در اقوام و شهرهای مختلف ایران آیینهای از باورها و نحوه مواجه آنها با این غم است. در ادامه این مطلب به بررسی دقیق آیینهای غنی و حیرت انگیز اقوام ایرانی میپردازیم.
ریشه مشترک در سوگواری ایرانیها
با وجود تفاوتهای ظاهری، آیینهای عزاداری در ایران معمولاً ریشه مشترک باستانی دارند. مراسمهایی مانند سوم، هفتم، چهلم، سالگرد، پوشیدن لباس سیاه، شیون و زاری و استفاده از ساز و نوای غم انگیز، همگی از دیرباز در ایران وجود داشتند. در شاهنامه فردوسی سوگواری برای سیاوش یا همان آیین سووشون و عزاداری رستم برای سهراب نمونههایی از این واکنش عاطفی و حماسی به مرگ هستند، که رد پای آنها نیز همچنان دیده میشود.
آیین سوگواری در لرستان
در میان قوم لر، مراسم سوگواری با تشریفات خاصی برگزار میشود که این تشریفات نشان دهنده عمق همبستگی طایفهها است. در خرم آباد وقتی کسی در آستانه مرگ قرار میگیرد اقوام دور او جمع میشوند تا آخرین وصیتهایش را بشنوند. همزمان با آن نیز، جیازی یا کفن و دفن که شامل سدر، کافور و کفن است آماده میشود. پس از غسل میت را سه بار قبل از رسیدن به قبر بر زمین میگذارند و برمیدارند؛ در باور لرها این کار باعث میشود تا گناهان میت بریزند و قبر خود را بشناسد.
پس از دفن و تلقین هنگام بازگشت، مردم معتقدند وقتی میت تنها میشود، سرش به سنگ لحد میخورد و متوجه مرگ خود میشود. یکی دیگر از آداب و رسوم عزاداری در لرستان رسم زیبای پُرسونه است. در این رسم زیبا پس از خاکسپاری تا ۳ شبانه روز دوستان و اقوام با آوردن هدایایی مانند گوسفند، برنج، روغن و پول نقد که به آن پرسونه میگویند به خانواده داغدار کمک میکند. این رسم باعث میشود تا فشار مالی مراسم از دوش خانواده متوفی برداشته شود.
همچنین لرها اعتقاد دارند که ارواح در شب جمعه آزادند؛ بنابراین غذای سنتی به نام مَکَش که همان دمپخت برنج است میپزند و خیرات میکنند. پایان رسمی عزا برای لرها با مراسم سیاهبرداران انجام میشود. پس از مدتی که گاهی یک سال است یکی از بزرگان فامیل با هدیه دادن لباس یا پارچهای رنگی به بازماندگان از آنها میخواهد لباس سیاه را از تن درآورند.
بختیاریها
در میان بختیاریها مرگ یک فرد، غمی برای تمام ایل محسوب میشود و همه در برگزاری مراسم مشارکت فعال دارند. آداب و رسوم عزاداری بختیاریها بسیار زیاد و عمیق هستند. به عنوان مثال زنان مسن بختیاری با صدای سوزناک اشعاری در وصف متوفی میخوانند که به آن گاگِریو میگویند. همچنین ساز چپی که نوعی ساز بادی کوتاه است با آهنگ حزن انگیز نواخته میشود.
بختیاریها همچنین در روز خاکسپاری غذای مخصوص به نام خورش سرمزاری طبخ میکنند و ترک مراسم بدون خوردن این غذا نوعی بیاحترامی محسوب میشود. آیین کُتُل نیز یکی از تاثیرگذارترین رسوم بختیاریها است. در این مراسم اسب متوفی را با پارچه سیاه میپوشانند، لوازم شخصی او مانند تفنگ و لباس را روی زین قرار میدهند و مردی افسار اسب را گرفته و آن را به دور مافه که بنای یادبود سنگی مکعب شکلی است، میچرخاند.
در همین حین زنان نیز با شیون و خواندن گاگریو آن مرد را همراهی میکنند. همیاری ایلی یکی دیگر از آداب بختیاریها است که اقوام و طوایف دیگر برای عرض تسلیت با خود گوسفند و مواد غذایی میآورند. این اقوام و طوایف پیش از ورود به چادر یا محل مراسم، با نوای ساز چپی عزاداری میکنند تا صاحب عزا به استقبالشان بیاید.
ترکمنها
آداب عزاداری در میان ترکمنها، تفاوت واضحی با دیگر مناطق ایران دارد؛ چراکه بیشتر بر پایه سکوت و احترام انجام میشود. خبر مرگ بسیار آرام و با احترام به اطلاع دیگران میرسد و از هرگونه غیبت پشت سر متوفی پرهیز میشود.
همچنین رسم جالبی که وجود دارد آن است که داخل کفش کسانی که برای نماز میت حاضر شدهاند، مبلغی پول به عنوان تبرک یا هدیه گذاشته میشود. پس از پایان مراسم خاکسپاری سه بار از حضار پرسیده میشود فلانی چگونه آدمی بود و جمعیت یک صدا پاسخ میدهند آدم خوبی بود، و این رسم را شهادت بر نیکی مینامند. برخلاف بسیاری از نقاط ایران پوشیدن لباس سیاه در میان ترکمنها مرسوم نیست و صاحبان عزا معمولاً کلاه یا عرق چین مخصوصی بر سر میگذارند.
گیلان و مازندران
در استانهای شمالی، طبیعت سرسبز با این سوگواری گره خورده است و آداب و رسوم عزاداری و خاکسپاری در آنها کاملا متفاوت پیش میرود. در گیلان مراسمی تحت عنوان اُروش وُرُوش وجود دارد که مردان گیلک به جای پوشیدن لباس یک دست سیاه، لبه دکمه بالای پیراهن خود را باز میگذارند یا نوار مشکی بر یقه کت خود میبندند.
در مازندران نیز مراسمی به نام ۲۶ عید ماه یا جشن مردگان وجود دارد که در اواخر تیر ماه برگزار میشود. در این مراسم مردم با بردن غذا، شیرینی و میوه بر سر مزار درگذشتگان یاد آنها را گرامی میدارند. همچنین در این مراسم کشتی لوچو یا کشتی سنتی مازندرانی میگیرند که ترکیبی از سوگ و آیینهای پهلوانی است.
جنوب ایران
در مناطق جنوبی به ویژه در میان اعراب خوزستان و مردم بوشهر عزاداری با شور و حرارت خاصی برگزار میشود. به عنوان مثال در میان اعراب خوزستان مراسم سوگواری گاهی تا یک ماه ادامه دارد و خانواده متوفی تا ۷ هفته، شبهای جمعه خیرات میدهند. زنهای عرب نیز، برای نشان دادن اوج اندوه روی روسری سیاه خود که عَصابِه نام دارد، گل میمالند. استفاده از سازهای کوبهای مانند سنج و دمام و بوق در مراسمهای عزاداری بوشهر نیز بسیار رایج است. نمای ریتمیک و حزن انگیز این سازها فضای خاص و تاثیرگذار ایجاد میکند.
جمعبندی
بررسی آداب و رسوم متفاوت عزاداری و خاکسپاری در اقوام و شهرهای مختلف ایران، ما را با تابلوی رنگارنگ از فرهنگ و احساسات انسانی روبرو میکند. هرچند که شکل ظاهری این آیینها از پرسونه لرستان تا سکوت ترکمن صحرا متفاوت است؛ اما جو حاکم بر مراسم برای همه یکسان پیش میرود. در نهایت همه احترام به متوفی، همدردی با بازماندگان و تلاش جمعی برای بازگشت به جریان زندگی را در پیش میگیرند.

